تبليغاتX
لطفا نظر یادتون نره! ! !

لطفا نظر یادتون نره! ! !

ضایع ترین پروفایل های فیس بوک.....

ضایع ترین پروفایل‌های فیسبوک

[تصویر: 15.jpg]
تو که چشمات خیلی قشنگه !!! رنگ چشمات خیـــــــــــــــــــــــ ــــــــــلی عجیبه !!!!

[تصویر: 17.jpg]
این آقا به من میگه که تو خودت از همه ضایع تری..آخه مرد جوون من که با دیدن تو یاد اولین فیلم تارزان با حیوانات که ۱۰ساله پیش دیدم میفتم....آخه مگه منو دیدی که میگی‌ ضایعیی فلانو اینا ‌..من موندم چی‌ میکشه حاج خانوم ...........

Image has been scaled down 17% (602x452). Click this bar to view original image (720x540). Click image to open in new window.
[تصویر: 18.jpg]

باور کن من اگه خودم و جــــر می دادمم نمی تونستم با این مهارت ادیت کنم !!! چه شیطونم هس پدر سوخته :

Image has been scaled down 17% (602x548). Click this bar to view original image (720x655). Click image to open in new window.
[تصویر: 21.jpg]

اخه دوسته خوبم یه وقتی صرف کن بند که می ندازی بعدش این پشم وپیلارم بزن که موضوع مشخص شه کدوم وری هستی.ما موندیم به چه چشمی نگاهت کنیم............

Image has been scaled down 17% (602x489). Click this bar to view original image (720x584). Click image to open in new window.
[تصویر: 22.jpg]

آخه .... تو اون صورتت!
ببین چی کار کردی من باید واسه جامعه مردان تاسف بخورم!


[تصویر: 26.jpg]
((ژست مچالت تو حلقـــــــــــــــم )))

Image has been scaled down 17% (602x452). Click this bar to view original image (720x540). Click image to open in new window.
[تصویر: 27.jpg]

بگیر اون ور عمـــو !!! گیتاره داره می ره تو تخم چش سمت چپت !!!!

Image has been scaled down 17% (602x452). Click this bar to view original image (720x540). Click image to open in new window.
[تصویر: 28.jpg]

یعنی من شیفته ادیتشم !!! :O



[تصویر: 29.jpg]
لامصب این دماغه بدجور من و برده تو کف !!!
اون قــوس کوچولوی دماغو عشقــــــــه .. پسر کشیه واسه خودش !!!! ایول من که کلا طلبه مردمک توسی چشت شدم باور کن !


[تصویر: 30.jpg]
ادیت این عکس من و درگیر کرد .ای جان

[تصویر: 32.jpg]
آخه عرق گیر و پاپیون !!!!! هرچند اون پاپیونش حکم بوگیر مستراح داره !!!!! این عرقگیرت کشته من و بده بپوشیم باش بریم سر قرار عرقمون و بگیره بو عرق ندیم ..


Image has been scaled down 6% (602x602). Click this bar to view original image (640x640). Click image to open in new window.
[تصویر: 34.jpg]

دوستانی که علاقمند به در آغوش گرفتن شادمهر.آقاسی.ویگن.ممد اصفهانی.حبیب یا حتی آیسون باربی هستن عکسشون و به این آقا بدن برای ادیت!!یه نسخه هم بدین به ما واسه تبلیغ ..

[تصویر: 36.jpg]
این فوتوشاپ و قورت دادهــــــا

Image has been scaled down 17% (602x445). Click this bar to view original image (720x532). Click image to open in new window.
[تصویر: 38.jpg]

جونـــــــــــــــم گریه ))) شما خودش و ناراحت نکن ریملات می ریزه
یعنی ضایع تر از این عکسها توعمرم ندیده بودم
این باحالترین ایمیل عمرم بوده

Image has been scaled down 6% (602x452). Click this bar to view original image (640x480). Click image to open in new window.
[تصویر: 01.jpg]

می‌خواستم بنویسم بدون شرح دلم نیومد..این اولی‌ از سمت چپ جنسش خیلی‌ توپ بوده لامصب داشته آبرو هارو ور میداشته چرتش برده.جالب اینجاس که بدونید این عکس پرفایل اون عینکی مو خشکلس.من اگه بودم زیر این عکس مینوشتم اینجا تهران روز عاشورا ما دیشب همه پارتی ادیسون بودیمi love u pmc.....


[تصویر: 02.jpg]
من نمی فهمم این الان یعنی چــــــــــــــــــــی ؟؟

[تصویر: 13.jpg]
از اون بالا کفتر میایه یک دانه دختر میایه....مدیونید اگه فکر کنید این عکس تو ایران ادیت شده....ایشون طراح لباسه فشیونه پاریسه به مولاBig Grin.........

Image has been scaled down 17% (602x452). Click this bar to view original image (720x540). Click image to open in new window.
[تصویر: 40.jpg]


من موندم اصلا چرا اونجا گذاشتی اون لنگ مبارکو؟
بیا بذار بالا کله من جون داداش !
. آخه عمو چیه این که گذاشتی رو پروفایلت ؟
می خوای بگی کانورسای جدیدم تو حلقتون
یا می خوای بگی من بلدم به مبلمان خونمون یه حرکت فیلیپینی بزنم و خلاص ؟


[تصویر: 41.jpg]

آخه من نمی فهمم اون پشت چیکار می کنی ؟؟ بابا این ژستای پشت درخت و گل و باغ و طویله و پهن مال دوران رضا شاه !! بکــــــــــــش از این ژستا بیرون سر جدت !!!


[تصویر: 42.jpg]

ببین این فیسبوک چه کرده که ایشون ورداشتن کله ی مبارک و جای بدن مطهر گلزار گذاشته و چقدم حــــــــــــرفه اییه بیشرف =))) اون گلزاره این گه زار شونه

[تصویر: 43.jpg]


بابا دمت گرم بابا دمت گرم..خدایشم دیگه عکست هیچ مشکلی‌ نداره ولی‌ یه چیزی مگه داری مجسمه میدون گمرک نشون میدی.....???????????بگو کی‌ بر میگردی با گلدونو زولبیا بیایم ترمینال۲........

Image has been scaled down 11% (602x645). Click this bar to view original image (673x720). Click image to open in new window.
[تصویر: 44.jpg]

این چی می گه ؟؟؟؟؟

[تصویر: 03.jpg]
نیم کیلو تا بهشت !!!!!


[تصویر: 05.jpg]

یعنی کلن ایشون اعتماد به نفسشونو عشقه ! همین !

[تصویر: 06.jpg]
من عاشقتم خوب با این عکس پروفایلت :-o

[تصویر: 07.jpg]
آقا پشمای سینتو عشقه یعنی :دی

Image has been scaled down 17% (602x409). Click this bar to view original image (720x488). Click image to open in new window.
[تصویر: 08.jpg]

عربده کشی یک شیر مرده سینه پشمی زیر شلنگ آب سرد در یک شب زمستانی
! موفق ترین عکس پرفایل :دی


Image has been scaled down 1% (602x717). Click this bar to view original image (605x720). Click image to open in new window.
[تصویر: 09.jpg]

جونم کت شلوار :ی جونم چشای لنگه به لنگه :ی

Image has been scaled down 17% (602x402). Click this bar to view original image (720x480). Click image to open in new window.
[تصویر: 10.jpg]

شترو بپــــــــــا ! داره مستقیم میره تو گوشت :ی

[تصویر: 11.jpg]
الان واقعن نمیدونم چی بگم :|


[تصویر: 14.jpg]
اصلا فک نکنین این یه زمانی عکس پروفایل بوده نه.. تبلیغ موبایله !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


[تصویر: 01.jpg]
قربون اون عشوه‌ي خرکیت !!!

[تصویر: 16.jpg]
چگوارا رو مي‌شناسي؟

خوب اين داداششه ديگه!

آقا ببره چي ميگه؟ نخورتت؟

[تصویر: 08.jpg]
‫آقا تعارف نكن! خواستی پات و بکن تو دهن دوربین!

[تصویر: 09.jpg]
بدون شرح!

[تصویر: 10.jpg]

‫یا خدا!

آبجيه آرنولده

[تصویر: 11.jpg]
نمی دونم تبلیغ شورته...تبليغ موبره...تبليغ پودر چاقیه؟

حالا چیه خدا میدونه فقط اون و بکش بالا ســـــر جدت

[تصویر: 07.jpg]
تو هم كه دیگه آخرشی!
 
بقیه در ادامه مطلب....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت 13:40  توسط آرش  | 

چون تو ...

 الهی

من

 در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم

 که تو در عرش کبریایی ات نداری


من چون تویی دارم

و تو چون خودی نداری

 

 

                                                                            دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:24  توسط آرش  | 

آموخته ام که ...


چارلی چاپلین میگوید آموخته ام که ...

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج  به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بیاورم

آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصت ها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:23  توسط آرش  | 

شعر

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای

خوشبختی خودت دعا کنی؟ 

                                                    سهراب سپهری

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:20  توسط آرش  | 

بخوانید و لذت ببرید

 

این داستان داستانی است درمورد اولین دیدار "امت فاكس"، نویسنده و فیلسوف معاصر، ‌از آمریكا، هنگامی كه برای نخستین بار به رستوران سلف سرویس رفت.

وی كه تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود، در گوشه ای به انتظار نشست، با این نیت كه از او پذیرایی شود ، اما هرچه لحظات بیشتری سپری میشد، ناشكیبایی او از اینكه میدید پیشخدمتها كوچكترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت، از همه بدتر اینكه مشاهده میكرد كسانی كه پس از او وارد شده بودند، در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی كه بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیك شد و گفت: من حدود بیست دقیقه است كه در ایجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترین توجهی به من نشان دهد. حالا میبینم شما كه پنج دقیقه پیش وارد شدید، با بشقابی پر از غذا در مقابل من، اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این كشور چگونه پذیرایی میشوند؟
مرد با تعجب گفت: اینجا سلف سرویس است، سپس به قسمت انتهایی رستوران، جایی كه غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا بروید، یك سینی بردارید هر چه میخواهید انتخاب كنید، پول آنرا بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آنرا میل كنید!
امت فاكس كه قدری احساس حماقت میكرد، دستورات مرد را پی گرفت، اما وقتی غذا را روی میز گذاشت، ناگهان به ذهنش رسید كه زندگی هم در حكم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد، درحالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم كه دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم از اینكه چرا او سهم بیشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نمیرسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه میخواهیم برگزینیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:19  توسط آرش  | 

چند تا دوست داری؟!!

 

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟
گفتم چرا بگم ده یا بیست تا...
جواب دادم فقط چند تایی
پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت : تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن خیلی چیزها هست که تو نمی دونی. دوست، فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون ناامیدی و تاریكی بکشند
دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو رو رها کنه صدائی است که نام تو رو زنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها  جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است ، فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟
سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد .
با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی كه تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست چقدر خداوند بزرگ است درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را از او نداری بهترینش را به تو ارزانی می دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:17  توسط آرش  | 

چهره زشت نفرت

 

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .

در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:15  توسط آرش  | 

* عشق و ثروت و موفقیت *

 

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 17:9  توسط آرش  | 

بازهم تقاضا

باسلام خدمت همه دوستان لطفا از هر مطلبی مه دوست دارید براش نظر بذارید!!!!ممنونم

                                                                                                      آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:46  توسط آرش  | 

تست آلزایمر

 

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.

۱- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

2- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا ۶ را پیدا کنید.

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۶۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

۳- حالا حرف N را بیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.

مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:40  توسط آرش  | 

تست هوش و IQ

تست هوش

شاید این تست برای شما تکراری باشد , اما ارزش دوباره امتحان کردنش را دارد ..

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در ۱۰ میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد

 (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!)

سوالها و جوابها در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:37  توسط آرش  | 

شما یک آدم احساسی هستید یا منطقی ؟!

تست : شما یک آدم احساسی هستید یا منطقی ؟!

برای فهمیدن این موضوع که واقعا احساساتی هستید یا منطقی، فقط کافیه چند لحظه وقت بذارید.

یک تست کوتاه اما جالب :

ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید.
و پس از آن به ناخن‌های همان دستتان نگاه کنید.

( تا وقتی این دو کار رو نکردید آخر مطلب رو نخونید، وگرنه ارزشش رو از دست میده، سر کاری نیست)
. جواب تست :
اگر برای دیدن ناخن‌هایتان دستتان را برگرداندید و ناخن‌ها را نگاه کردید؛ گفته می‌شود که انسانی بیشتر منطقی هستید
ولی اگر برای دیدن ناخن‌هایتان در همان حال که کف دستتان مقابل شما است، انگشتانتان را خم کردید و به ناخن هایتان نگاه کردید، بیشتر بر احساس‌تان تکیه دارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:36  توسط آرش  | 

یک تست ساده و جذاب

یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات ان پاسخ دهید.

سوال اول:

شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید.

دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:

ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است

ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟

سوال دوم:

در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

سوال سوم:

با لاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید.
حالا چکار می کنید؟

سوال چهارم:

شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

سوال پنجم:

شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بوید؟

جوابها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:33  توسط آرش  | 

تست شناخت شخصیت

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:31  توسط آرش  | 

تست بو شناسی

 

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.

به همین علت است که ارتباطات بویایی تشکیل شده در دوران کودکی ، می تواند شخصیت رفتاری شما و سازه های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شکل دهد.
بنابراین آن بوی خوشی را که حس می کنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می آورد ، انتخاب کرده و ببینید که " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟
تذکر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه های زیر ، فقط یک گزینه را انتخاب نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:29  توسط آرش  | 

نشانه های خوش شانسی

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:26  توسط آرش  | 

روانشناسی پنیر !!!

پنير ،يكی از لذيذ ترين غذاهاست كه با تنوع خاص خود تقريبآ می تواند تمام سليقه ها را راضی نگاه دارد ، اما در عين حال چيزهای ديگری نيز راجع به اين افزودنی خوشمزه وجود دارد كه احتمالآشما چيزی درباره آن نمی دانيد پنير می تواند نكات بسياری را در رابطه با خودتان به شما بگويد !

يك تحقيق جديد در اين زمينه كه از سوی انجمن لبنيات سازی امريكا انجام شده، نشان می دهدنوع پنيری كه انتخاب می كنيد می تواند اطلاعات زيادی را راجع به شخصيت شما آشكار سازد .اين تحقيق توسط (لورا ورلين ) انجام شده است.

تست ها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 21:23  توسط آرش  | 

خاطره ای از زبان دكتر شریعتی

دکتر علی شریعتی :
« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید . و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه : زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم. و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.

+ نوشته شده در  جمعه 5 فروردین1390ساعت 3:43  توسط آرش  | 

هزینه عشق واقعی

 

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد.
مادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان
بیرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که : هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.
گفت: مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!

نتیجه گیری اخلاقی :
قابل توجه اونهائی که فکر میکنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند.
بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم ...
کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

نتیجه گیری منطقی:
جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!!
مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه 11.000 تومان نه 12.000 تومان

+ نوشته شده در  جمعه 5 فروردین1390ساعت 3:42  توسط آرش  | 

جوک

اگه گفتی این چیه ؟
و_o_o_o_o
/
/
/
/
 زیاد زور نزن ! خودم هم نمی دونم




اون صورت مظلومت ، اون چشمای پر از اشکت ، اون نگاه پرخشمت
منو یاد کسی می اندازه که تو عروسی غذا گیرش نیومده !




به خره میگن تا 5 بشمر
1
2
3
4
5
عزیزم به خره گفتن شما چرا ؟




این اس ام اس فقط برای دویدن شما به سوی موبایل بوده و هیچ خاصیت دیگه نداره




به اشتیاق اولین دانه برف
به تحمل آخرین برگ پاییز
به گرمای تن خورشید
و به زیبایی آسمان شب قسم می خورم كه سر كاری !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 فروردین1390ساعت 3:40  توسط آرش  | 

عكسهای لو رفته از پارتی جنجالی در شمال تهران !!!!!!!!

این پارتی بمناسبت جشن تولد یكسالگی دختر یكی از برج سازان تهران برپا شده بود........


تصاویری كه مشاهده می فرمایید از این مراسم لهو لعب گرفته شده است.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 




عکس های گرفته شده از اتاق خواب های این پارتی



قسمت جکوزی و استخر ساختمان پارتی




حركات ناشایستی كه از دختران و پسران حاضر در پارتی مشاهده شد




واکنش تعدادی از دختران و پسران پس از دیدن برادران خدمت گذار نیروی انتظامی







عکس های لو رفته از اتاق خواب ها...




بعضی ها هم در جاهای مخفی پنهان شده بودند که برادران نیروی انتظامی موفق به شناسایی آنها شدند



كشف مقادیر زیادی CD مستهجن و ادوات موسیقی در پارتی:



بعضی ها هم به علت مصرف مواد روان گردان از حالت عادی خارج بودند





عكس تعدادی از میهمانها پس از دستگیری:




بعضی ها هم احساس ندامت و پشیمانی داشتند

عكس خلاف کاران و متهمان ردیف اول این پارتی





عكس یكی از برادران خدمت گذار نیروی انتظامی در عملیات دستگیری افراد شركت كننده در این پارتی


پایان

 

 

یعنی اگه نظر ندید دیگه خیلی نامرد و بی معرفتید!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 فروردین1390ساعت 18:36  توسط آرش  | 

سلام سلام سلام عیدو بهتون تبریک میگم انشالله که سال خوبی داشته باشید.لطفا عیدی ما یادتون نره(منظورم اینهکه مارو از نظرات خوبتون محروم نکنین!)

خیلی ممنونم از همه شما دوستان عزیز.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 2:7  توسط آرش  | 

سرنوشت شخصیت های کارتونی که میدیدیم!!!!

اگه میخواهید سرانجام شخصیت های کارتونی که میدیدیم رو ببینید باید به ادامه مطلب برید...همه کارتونا هستن موش و گربه پت و مت و......   .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 اسفند1389ساعت 13:30  توسط آرش  | 

خواص گیاه آلوورا(صبر زرد)

به ادامه مطلب برید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 23:1  توسط آرش  | 

 

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت

سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.

از او پرسید: آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم

مرا برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به

داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى

که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:

اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده

لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 22:41  توسط آرش  | 

تست خودشناسی 2

تست خودشناسی

به سوالات جواب بدین ...امتیازها را جمع بزنید و....

خود را بهتر بشناسید....

 

 

سوالات و نتیجه گیری در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 اسفند1389ساعت 13:52  توسط آرش  | 

زنگ تفریح ...

 

یادمان  باشد  زنگ  تفریح  دنیا  همیشگی  نیست ...

ساعت  بعد  حساب  داریم  ...

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 19:52  توسط آرش  | 

How to succeed ( چگونه موفق شویم)


PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

 DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)


LISTEN while others are talking

(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)


SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 14:11  توسط آرش  | 

تقاضا

سلام به همه عزیزانی که میان به ما سر میزنن و ما رو از نظر خودشون محروم نمیکنن.من بجز این وبلاگ یه وبلاگ دیگه هم دارم که آدرسشو براتون میذارم اگه خواستید منو با اسم ((شیطون بلا)) لینک کنید.بهمم بگید که من با چه اسمی لینکتون کنم.یادتون نره نظر بدیداااااا!!!!!!!

http://udevilu.mihanblog.com

+ نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 0:0  توسط آرش  | 

دخترک حاضرجواب

 

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 0:9  توسط آرش  |